بهار کبود(ویژه شهادت زهرای مرضیه سلام الله)

فاطمه (سلام الله علیها ) که آمد ، عالم دوباره جان گرفت و ملاءک خوشحال شدند ،هستی لبخند زد و خداوند بار دیگر تبارک الله احسن الخالقین را به عمل رساند . فاطمه که آمد لطافت معنا گرفت و محبت روح پیدا کرد و احساس از ظرافت فاطمه (سلام الله علیها ) به گریه افتاد . تمام نیکی ها در او جمع گشته بود .
فاطمه (سلام الله علیها) که آمد ملاءک به تماشا نشستند و خورشید هر صبح به اشتیاق فاطمه طلوع میکرد و ماه هر شب به لطف فاطمه می درخشید . حوریان مقابل جمال و زیبایی او رنگ باخته و حیران شدند . روزی که فاطمه آمد دنیا بهار شد و عشق جوانه زد .
. . . و امروز فاطمه می رود و بهار ما بدون گل شکوفا میشود . . . جنین دنیا برایش کوچک بود . . . می رود که آخرت را بهار کند .
فاطمه می رود اما هنوز دامن آتش گرفته اش گل های بهاری را به آتش می کشد و هنوز پهلوی شکسته اش و سینه سوخته اش ، دل مردی را به طوفان کشیده است و بارش چشمان یوسف زهرا هنوز جوانه انتظار دل منتظران را آب یاری میکند . . .
هنوز سینه هایی هست که آتش بگیرد چرا که دری آتش گرفت و حرف هایی هست که ناگفته خورده می شود . هنوز بغض هایی هست که نجوشیده ، سرد می شود ، بیرون نیامده ، خورده می شود .

(( قلنا یا نار کونی بردا و سلاما علی ابراهیم . . . ))

آمده بود برای علی بسوزد . . .
. . . و معجزه این بود که آتش بر مادرمان سرد نشد . . .

ای درختان پیش‌رویت سربه‌زیر هفت اقیانوس در چشمت اسیر بازگو آن ماه ناپیدا کجاست هان! مزار حضرت زهرا کجاست.

تو کیستی که امروز همه لاله‌ها از داغ تو خون می‌گریند و نرگس‌ها و یاس‌ها، بیرق سیاه برافراشته‌اند.

تو کیستی که معنا و مفهوم صبح که پاکی و زلالی آب، وامدار طراوت و ترنم مهربانی توست؟ بر کسی پوشیده نیست که آفرینش، تنها آیینه‌ای از شکوفایی خوشه‌های اشک و لبخند تو است و ستاره‌های ریخته در دل شب، جز دانه‌های تسبیح تو نیستند که در نمازی عاشقانه به آسمان بخشیده‌ای؟

ای مادر مهربان پدر!

چشم‌هایت را باز کن. تا خورشید از مشرق نگاهت طلوع کند. «دستاس» را بچرخان تا هستی به زندگی دوباره برگردد. ای که زمین جز به لطف دست‌های پینه بسته ات نمی‌چرخد. برخیز و خطبه‌ای دیگر بخوان!

می‌دانم، پهلویت را شکسته‌اند و درد امانت را بریده است، ولی لب به شکایت وا نمی‌کنی. می‌دانم حضرت رسول(ص) انتظار دیدارت را می‌کشد؛ اما حالا وقت رفتن نیست.

خودت که می‌بینی از آن گوشه صدای گریه زینب(س) می‌آید و از پشت در صدای حسن(ع) و حسین(ع) که نینوایی به راه انداخته‌اند.
لطفا برخیز و برای آنها آغوش وا کن. ای مادر حوا و آدم! ای معنای شگرف واژه زن! ای کسی که تمام هستی به خاطر او خلق شده است! هنوز هم در بین ما ناشناخته‌ای و هر چه از تو گفته و شنیده شود، ذکر قطره‌ای از اقیانوس بیکران توست. و مصداق: «ما‌دح خورشید، مداح خود است»‌ می‌باشد.

/ 1 نظر / 19 بازدید
خريد

وبلاگ زيباي داري موفق باشيد