۱ شهریور : روز بزرگداشت ابوعلی سینا

استاد وی در علم ریاضیات ابو عبدالله ناتلی بود. بوعلی پس از آن نزد ابو سهیل مسیحی به یادگیری طبیعیات و مابعدالطبیعه و علم طب مشغول شد.

در ۱۶ سالگی در همه علوم زمان خود استاد بود؛ جز در مابعدالطبیعه؛ آن هم به صورتی که در متافیزیک ارسطو آمده بود و با آنکه چهل بار تمام این کتاب را مطالعه کرده بود، نمی‌توانست آن را بفهمد. تا این که به شرح فارابی بر این کتاب دست یافت و توانست مسائل دشوار آن را درک کند.

هنگامی که ابن سینا به ۱۸ سالگی رسید، دیگر احتیاج به خواندن و فراگیری هیچ علمی نداشت؛ چرا که همه علوم را فرا گرفته بود و تنها لازم بود تا فهم خود را لحاظ عمق افزایش دهد تا آموخته های خود را بهتر درک کند.

مهارت ابن سینا در علم پزشکی و توانایی وی در معالجه حاکم آن زمان، موجب شد تا مورد محبت حاکم واقع شده و در دربار، موقعیت بسیار خوبی داشته باشد. ولی به سبب آشفتگی اوضاع سیاسی در ماوراء النهر، زندگی بر ابن سینا در زادگاهش دشوار شد و او ناچار بخارا را به مقصد جرجانیه و سپس گرگان ترک گفت.

در سال ۴۰۳ قمری، پس از پشت سر گذاشتن سختی‌ها و مشکلات بزرگی که در این سفر با آن‌ها مواجه شد و حتی چند تن از دوستانش را در میان راه از دست داد، از کویر شمال خراسان عبور کرد.بنا به گفته منابع معتبر، ابن سینا در این سفر با عارف و شاعر مشهور ابو سعید ابوالخیر ملاقات کرد.

وی آرزو داشت که قابوس بن وشمگیر را که حامی نامدار علم و ادب بود، در جرجان ببیند؛ ولی هنگامی که به جرجان رسید، قابوس بن وشمگیر از دنیا رفته بود. چون از این حادثه دلشکسته شد، مدت چندین سال در دهکده‌ای عزلت گزید. سپس در فاصله سال ۴۰۵ و ۴۰۶ قمری به ری رفت.

در این هنگام آل بویه بر ایران فرمانروایی داشتند و افرادی از این خاندان در ایالات مختلف حکومت می‌کردند. ابن سینا مدتی در دربار فخرالدوله در ری درنگ کرد و سپس از آنجا برای دیدار یکی دیگر از فرمانروایان این خاندان، شمس الدوله به جانب همدان به راه افتاد.

این سفر برای ابن‌سینا بخت بلندی داشت؛ چرا‌‌‌‌ که پس از رسیدن به همدان، او را برای درمان امیر شمس الدوله که بیمار شده بود و تمامی پزشکان از معالجه وی ناتوان بودند، دعوت کردند.

بوعلی توانست شمس الدوله را معالجه کند و به همین دلیل چنان تقربی نزد وی پیدا کرد که عهده‌دار منصب وزارت گردید و مدت چند سال؛ تا هنگام مرگ امیر، عهده‌دار این وظیفه سنگین بود.

پس از مرگ شمس الدوله بخت از وی روی گردانید و چون از ادامه خدمت در منصب وزارت خودداری کرد، او را به زندان افکندند. در زندان کتاب مشهورش شفا را به رشته تحریر درآورد. پس از مدتی توانست از زندان فرار کند و با لباس درویشی از همدان گریخت.

ابن سینا از همدان به اصفهان رفت که مرکز بزرگی از علم به شمار می‌رفت و سال‌ها بود که آرزوی دیدار آنجا را داشت. در این شهر مورد توجه علاءالدوله قرار گرفت و مدت ۱۵ سال با آسایش خاطر در آن شهر زندگی کرد.

او در این مدت، چندین کتاب مهم نیز نوشت و حتی به ساختن رصدخانه پرداخت. اما این آسایش یرای وی دائمی نبود؛ چرا که یک بار اصفهان در معرض حمله مسعود غزنوی یعنی فرزند سلطان محمود غزنوی قرار گرفت و در این حمله بعضی از آثار مهم این حکیم بزرگ از میان رفت.

این امر ضربه بزرگی برای وی بود و علاوه بر آن، بیماری قولنج نیز آزارش می‌داد. به همین دلیل، دوباره به همدان بازگشت و به سال ۴۲۸ هجری قمری و در سن ۵۷ سالگی در این شهر از دنیا رفت و در همان جا به خاک سپرده شد.

بیش از ۱۳۰ کتاب از آثار ابن سینا بر جای مانده است. همچنین بیش تر از ۱۰۰ کتاب را به او نسبت می دهند. بیشتر این کتاب ها به زبان عربی نوشته شده است و حدود ۲۰ کتاب وی نیز به زبان پارسی است. از مشهورترین کتاب های او می توان به اثر ۱۸ جلدی«شفا»، القانون فی الطب در ۱۸ جلد، مجموعه ۱۰ جلدی « لسان العرب فی اللغه» و « الانصاف» در ۲۰ جلد اشاره نمود.

مشهورترین موضوعات کتاب های ابوعلی سینا عبارتند از فلسفه(شفا، الاشارات والتنبیهات، نجات، حی بن یقظان) کتب پزشکی(قانون، دفع المضار الکلیه عن الابدان الانسانیه، سیاسة البدن وفضائل الشراب، الفصد، الادویة القلبیه، قولنج، تشریح الاعضا، الاغذیه والادویه) علوم طبیعی(الاجرام العلویة واسباب البرق والرعد، النبات والحیوان، فضا، ابطال احکام النجوم)کتاب های علم موسیقی(جوامع علم موسیقی، دانشنامه علایی، لواحق، اقسام العلوم، نجات، المدخل الی صناعة الموسیقی) ریاضیات(اقلیدس، علم هیات، جامع البدایع، المجسطی، الارتماطیقی، زاویه)

مقبره بوعلی‌سینا از زمانهای قدیم در میان مردم شهر همدان به بابا علی سینا معروف بوده است . ابتدا در زیر یک چهار طاقی بود, سپس در دوره قاجاریان بنای دیگری بر سر آن ساختند .آرامگاه کنونی به همت انجمن حفظ آثار ملی در سالهای ۱۳۳۰ و ۱۳۳۱ شمسی به مناسبت هزاره ولادت ابن سینا ساخته شد.

 

بخشی از وصیت نامه بوعلی سینا:
«آغاز هر فکر و انتهای هر اندیشه باید خدای باشد ، باطن و ظاهر هر شیء که مورد اعتبار و عبرت او قرار گرفت باید او را به خدای تعالی توجه دهد . و از نظر کردن به خدای ، چشم را از پلیدی و آلودگی رهائی بخشد . با قدم نفس که به حال قیام در مقام حضور بر پای ایستاده باید عالم ارواح مجرده را سیر نماید و با عقل و خرد خویش آنچه را که از آثار و عظمت مقام ربوبی در آن به اسرار نهفته است ، مشاهده کند.»

/ 0 نظر / 10 بازدید